مرتضى مطهرى

84

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مسافرتش به طائف براى چه بود ؟ اساساً در مسجد الحرام كه سراغ اين و آن مىرفت ، قرآن مىخواند ، اين را جلب مىكرد ، آن را دعوت مىكرد براى چه بود ؟ در ايام ماه‌هاى حرام كه مصونيتى پيدا مىكرد و قبايل عرب مىآمدند براى اينكه اعمال حج را به همان ترتيب بت پرستانهء خودشان انجام بدهند ، وقتى در عرفات و منى و بالخصوص در عرفات جمع مىشدند ، پيغمبر از فرصت استفاده مىكرد و به ميان آنها مىرفت . ابولهب هم از پشت سر مىآمد و هى مىگفت : حرف اين را گوش نكنيد ، پسر برادر خودم است ، من مىدانم كه اين دروغگوست - العياذباللَّه - اين ديوانه است ، اين چنين است ، اين چنان است . ولى او به كار خود ادامه مىداد . اين براى چه بود ؟ مىفرمايد : پيغمبر روشش روش طبيب بود ولى طبيب سيّار نه طبيب ثابت كه فقط بنشيند كه هركس آمد از ما پرسيد ما جواب مىدهيم ، هركس نپرسيد ديگر ما مسؤوليتى نداريم . نه ، او مسؤوليت خودش را بالاتر از اين حرفها مىدانست . در روايات ما هست كه عيساى مسيح عليه السلام را ديدند كه از خانهء يك زن بد كاره بيرون آمد . مريدها تعجب كردند : يا روح اللَّه ! تو اينجا چكار مىكردى ؟ گفت : طبيب به خانهء مريض مىرود . خيلى حرف است ! . « طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ ، قَدْ احْكَمَ مَراهِمَهُ وَ احْمى مَواسِمَهُ . » « 1 » . نسبيت متدها و سيره‌ها را على عليه السلام اين گونه ذكر مىكند . آيا پيغمبر با مردم با نرمش رفتار مىكرد يا با خشونت ؟ با ملاطفت و مهربانى عمل مىكرد يا با خشونت و اعمال زور ؟ على مىگويد : هر دو ، ولى جاى هر كدام را مىشناخت . هم مرهم داشت هم ميسم . اين تعبير خود اميرالمؤمنين است : در يك دستش مرهم بود و در دست ديگرش ميسم . وقتى مىخواهند زخمى را با يك دوا نرم نرم معالجه كنند ، روى آن مرهم مىگذارند . ميسم يعنى آلت جرّاحى ، آلت داغ كردن . در يك دست مرهم داشت ، در دست ديگر ميسم . آنجا كه با مرهم مىشد معالجه كند معالجه مىكرد ولى جاهايى كه مرهم كارگر نبود ، ديگر سكوت نمىكرد كه بسيار خوب ، حال كه مرهممان كارگر نيست پس بگذاريم به حال خودش باشد . اگر يك عضو

--> ( 1 ) نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبهء 107 ، ص 321 .